*آسیب های اجتماعی*

جشنواره فرهنگی هنری فردا

*آسیب های اجتماعی*

جشنواره فرهنگی هنری فردا

*آسیب های اجتماعی*

حق الناس همیشه پول نیست

گاهی دل است

دلی که باید بدست می آوردیم

و نیاوردیم

دلےرا که شکستیم

و رهاکردیم

دلهای غمگینی که

بی تفاوت از کنارشان گذشتیم

خدا از هرچه بگذرد ازحق الناس نمی گذرد

این وبلاگ در راستای جشنواره فرهنگی و هنری فردا توسط مهنا فاتحی دانش آموز پایه دوازدهم ادبیات و علوم انسانی دبیرستان نمونه دولتی صادق وزیری استان کردستان شهرستان سنندج نوشته شده.
با آرزوی سلامتی برای همه...

نویسندگان

 

آسیب های اجتماعی و نقش خانواده در کاهش آسیب ها

 

سیاست های اجتماعی هر جامعه ای روش های مختلفی را در برخورد با آسیب های اجتماعی پیشنهاد می کند.شیوه ی برخورد با این مسائل هم چنان که پیشتر گفته شد،ارتباط مستقیمی با این سیاست ها دارد.این سیاست ها را هم نهادهایی که در تمامی جوامع وجود دارد تعیین می کند.در جوامع مدرن امروز تمایل بر این است که این سیاست ها هرچه بیشتر توسط نهاد آموزش و پرورش و نهاد خانواده به جامعه تزریق شده و نهاد سیاست حداقل دخالت را در این امور دارد.اما در جوامعی که در آن ها نهاد سیاست قدرتمندتر است، این سیاست ها توسط این نهاد وضع و به جامعه دیکته می شود.تجربه نشان داده است که جوامع نوع اول در مهار بحران های اجتماعی موفق تر عمل کرده اند.چون مردم راهکارهای مقابله با آسیب های اجتماعی را وضع واز آن ها حمایت می کنند.اما در جوامعی که سیاست های اجتماعی را نهاد سیاست وضع می کند،لاجرم باید ضمانت های اجرایی آن ها را هم تعیین کند که در این حال استفاده از نیروهای حافظ قوانین و حامی نظام سیاسی مثل پلیس ضرورت پیدا می کند.

حمایت از آسیب دیدگان اجتماعی نیزبه سیاست های اجتماعی مربوط است.دراین مورد نیز وقتی حمایت از آسیب دیدگان به طور کامل در اختیار نهاد سیاست قرار می گیرد،این نهاد از دیدگاه منافع خود به آن ها نگاه می کند،اما وقتی مردم یک جامعه به حمایت از این آسیب دیدگان می پردازند،بسیار عمیق تر و کامل تر عمل می کنند.چون مردم در متن این آسیب ها قرار دارند،آن ها را خوب می شناسند وبرای حمایت ازافرادی که دچار بحران هستند انگیزه های قدرتمندی دارند.

  یکی از راهکارهای حمایت از آسیب دیدگان اجتماعی،سازمان ها وتشکل های غیر دولتی است.این سازمان ها که در تمامی جوامع ریشه دارند در عصر کنونی کارکردهای مختلف و موثری پیدا کرده اند و نقش مهمی در حیات جوامع ایفا می کنند.سازمان های غیردولتی با تاثیرگذاری در وضع و اجرای سیاست های اجتماعی،در نقش های مختلفی مثل مشاور دولت،منتقد دولت وگاه حتی به عنوان بازوی اجرایی سیاست های اجتماعی دولتها فعالیت دارند.این سازمان ها با ویژگی های منحصر به فردی که دارند،امروزه به نماد حکومت مردم تبدیل شده اند و به نظر می رسد در هر جامعه ای که این سازمان ها فعال تر و گسترده تر عمل می کنند،آرمان حکومت مردم بر مردم دست یافتنی تر می نماید.

خانواده عاملی برای پیشگیری از آسیب های اجتماعی فرزندان

خانواده مبنای جامعه انسانی است. درست مثل سلول که مبنای پیکره آدمی است.جوامع سرفراز، مستقل، سخت کوش، ارزش مدار و دانا قطعا دارای خانواده هایی با این صفات هستند، این موضوع آن قدر ارتباط مستقیم، مستمر و مستحکم با هم دارد، که امام خمینی (ره) در فرازی راه بلند این رابطه منطقی را کوتاه می کند و می فرمایند: سعادت و شقاوت ملت ها به وجود مادران بستگی دارد و این مطلب را می رساند که زن محور خانواده است، خانواده محور جامعه و جامعه سرنوشت بشریت را در یک برهه از تاریخ و جغرافیای مشخص معلوم می کند.

همه این ها باعث می شود که ما به یک تعریف، بازشناسی و کاوش نظری در خانواده دست یابیم تا بر اساس آن بتوانیم وضعیت موجود خود، خانواده و جامعه را ترسیم و نقاط قوت را با قدرت ادامه دهیم و نقاط ضعف را با ظرافت طرح کنیم.ما به عنوان یک فرد از خانواده، همسر یا فرزندان با یک دنیا تعلق نسبت به خانواده و یک دریا توقع از خانواده، چه تعریفی نسبت به این نهاد داریم و ارزیابی ما از یک خانواده موفق چگونه است.یک خانواده موفق خانواده متعادل است.در خانواده متعادل پدر نقش تصمیم گیرنده و مادر نقش ایجاد کننده آرامش و امنیت را دارد.مادر موفق مادری است که بتواند بین احساسات و منطق ارتباط برقرار کند و تعادل بین آزادی فردی و پیوندهای جمعی آنان را برقرار کند.پدرهایی که در حضور فرزندان حرمت مادر را نگه نمی دارند نقش خود و مادر را در خانواده تخریب می کنند و این خانواده درگروه خانواده متعادل قرار نمی گیرد.پدری که فرزندش راتنبیه و مادر کار او را در حضور فرزندان محکوم می کند، این کار اساس مدیریت خانواده را زیر سوال می برد.در خانواده ای که پدر کاری را پنهان می کند، فرزندان هم این مخفی کاری را یاد می گیرند و این آموزش غلط است.

هر جا حقی وجود دارد، وظیفه ای هم هست. در فضای خانواده های امروزی بعضی حق و بعضی دیگر وظیفه هستند.در خانواده های سنتی همیشه حق با پدر و مادر بود و به نظر نمی رسید که خانواده در مقابل فرزندان وظیفه ای داشته باشند. ولی در خانواده های امروزی درست نقطه مقابل آن است و این یکی از آسیب های خطرناک و جدی خانواده های امروزی جامعه است.ما به فرزندان خود یاد نمی دهیم که در مقابل هر حقی وظیفه ای هم وجود دارد.پدر و مادرها در نظام جدید خانواده امروزی نقش عابر بانک را بازی می کنند و اگر این دستگاه پولی را به طور اتوماتیک به آن ها ندهد، مورد سرزنش و ملامت قرار می گیرند.مادر در خانواده های امروزی نقش متصدی ارائه خدمات خانگی را دارد حتی اگر شاغل باشد. نقش زن در خانواده های امروزی از حالت اصلی خارج شده و در جایگاه واقعی خود قرار ندارد.

● ویژگی های خانواده متعادل

۱) عقلانیت: اگر فضای خانواده یک فضای عقلانی و منطقی باشد، فرزندان عاقل و رشید بار می آیند و با توجه به نقش مداوم و مستمر عقل در زندگی انسان، کوتاهی در این موضوع خسارت های سنگینی را تا آخر عمر برای بچه ها به بار خواهد آورد.

۲) معنویت: والدین باید روح معنویت خواهی و مقاومت برای دسترسی به معنویت را در خانواده تقویت کنند تا روح تعهد به فرمان های الهی و تعلق به فطرت انسانی در فرزندان ایجاد شود.

۳) مدیریت: هر کاری نیازمند مدیریت است و مدیریت نیازمند روشن بینی.پدر و مادر باید بدانند چه کسی را با چه روشی به چه جایی و چرا می خواهند برسانند.در این معادله (چه کسی) معلوم است. آن ها فرزندان معصومی هستند که والدین خود را انتخاب نکرده اند، بلکه والدین آن ها را انتخاب کرده اند و قرار است بچه ها را در گلستانی به نام خانواده پرورش دهند تا همان طور که با جسم انسانی متولد شده اند در اثر رشد و تربیت صحیح روح انسانی هم در آن ها متولد شود.اما این که با (چه روشی) صورت پذیرد این موضوعی است که باید هم از علم و هم از عمل مدد جست.باید از عمل مدد جست زیرا صدایی که از رفتار آدمی برخیزد، هیچ گوشی آن را فراموش نخواهد کرد. پس بهترین راه صحیح تربیت کردن فرزندان صحیح زیستن والدین می باشد.

بهترین راه مودب کردن فرزندان، مودب زیستن والدین است.باید از علم مدد جست چون دانش افق دید را وسیع می کند و راه های حصول هدف را سریع تر، آسان تر و مقبول تر می کند، باید از امکانات زمانه نهایت بهره را جست. از علایق خاص فرزندان آگاه شد و برای ورود فرهنگی و تاثیرگذار دنیای درون فرزندان از مکانیزیم های علمی نهایت استفاده را کرد.

۴) محبت: محبت مایه تداوم و دوام روابط انسان هاست.

محبت لازمه زندگی آدمی است و اگر در جامعه ای بی محبتی به کانون خانواده راه پیدا کند، فاجعه ای رخ می دهد که آثار تلخ آن در انواع بزه کاری فرزندان خشونت یا افسردگی کودکان ظهرو و بروز می یابد.

۵) صداقت: صداقت آن قدر حایز اهمیت است که رسول مکرم اسلام (ص) آن را مایه نجات می داند، درست بر خلاف آن چیزی که مردم در نیازمندی به دروغ می پندارند. پدر و مادر باید توجه داشته باشند که اولین ضرر عادی سازی یا ضروری سازی دروغ در خانواده ها به خود آن ها برمی گردد.زیرا فرزندان در اولین تجربه های دروغ گویی اول به والدین دروغ می گویند و بدون شک، محیط خانه که یک محیط امن و اعتمادآور است به محیط شک و تردید تبدیل می شود و رفتارها و حرکات در هاله ای از ابهام و بی اعتمادی فرو می رود.

۶) معاضدت: همکاری و مشارکت اعضای خانواده روح تعاون را تقویت می کند.

افراد در فضای تعاون یاد می گیرند که از راحتی ها و منافع لحظه ای و فردی بگذرند و منافع جمعی بلند مدت را حفظ کنند.

باید این فرهنگ زشت که مادر زحمت بکشد و بقیه تفریح کنند، از خانواده ها بریده شود و این موضوعی است که به طور خاص در آن نقش دارند و باید برای تثبیت آن تلاش کنند.

۷) معاشرت: یک روان شناس می گوید: من نیمی از همه آن ها هستم که تاکنون ملاقاتشان کرده ام. در واقع این روان شناس می خواهد بگوید که همه آن ها را که تاکنون شما ملاقات کرده اید از فامیل و دوست و نزدیکان و آشنایان و همکاران وحتی رفتگر محل، با نوع کلمات و حرکاتی که داشته اند روی شخصیت شما تاثیر مثبت یا منفی گذاشته اند.در این که معاشران تاثیر به سزایی روی شخصیت انسان ها دارند جای هیچ تردیدی نیست و هر چه سن کمتر باشد ضریب این تاثیرگذاری بیشتر خواهد بود.

۸) مقاومت: قدرت مقاومت، ستون فقرات زندگی انسان است، خداوند به حرمت مقاومت انسان های صبور در برابر مشکلات می فرماید: (سلام خدا بر آن ها جاری باد) پس یکی از برنامه های قطعی والدین باید ایجاد شرایط خاص برای مقاومت افزایی فرزندان باشد و برای آن برنامه ریزی کنند.فرزندان، حاصل تربیت ما هستند، تربیتی که ما به آن ها عرضه می کنیم.فرزندانی که ما تربیت می کنیم تمامیت خواه هستند، حال چگونه دو فرد تمامیت خواه با هم زیر یک سقف زندگی کنند.توکل، تلاش و تسامح باید سر لوحه برنامه ریزی والدین در محیط خانواده قرار گیرد تا روحیه مقاومت به یک خوی قطعی تبدیل شود.تسامح یعنی چشم پوشی از برخی مسائل و مصائب.حال با این توضیحات آیا شما در زمره خانواده متعادل قرار دارید یا نه.

آسیب های اجتماعی وخانواده ها

امروزه آسیب های اجتماعی به عنوان یک تهدید جدی سلامت کودکان و نوجوانان را با خطر مواجه ساخته است. رشد شهرنشینی، پیدایش جامعه توده وار یا گسترده، برخورد و تضاد میان هنجارها، از هم پاشیدگی روابط متقابل بین افراد، تأثیر گروه همسال و... توجه به آسیب های اجتماعی را امری اجتناب ناپذیر ساخته است. اگرچه آسیب های اجتماعی می تواند بسیار گسترده باشد لیکن می توان مسائلی از قبیل اعتیاد ، فرار از خانه ، خشونت ، انزوای اجتماعی، ناهنجاری های رفتاری، سرقت و کودک آزاری را از جمله نتایج آسیب های اجتماعی عصر حاضر تلقی کرد.
در این بخش به اجمال، عوامل مؤثر در ایجاد آسیب های اجتماعی و نقش خانواده در پیشگیری از آنها را مورد بررسی قرار می دهیم.
عوامل مؤثر در ایجاد آسیب های اجتماعی
مطالعات انجام شده در ارتباط با آسیب های اجتماعی، عوامل زیر را منشاء بسیاری از انحرافات اجتماعی قلمداد نموده اند. در این بخش هر یک از عوامل به اجمال مورد بررسی قرار می گیرد.
1- نابرابری های اقتصادی و اجتماعی: اختلافات طبقاتی هر جامعه، افراد را در موقعیت هایی قرار می دهند که نمی توانند نقش های اجتماعی مناسب خود را بیابند و موجب اختلاف در هنجارهای اجتماعی می شود. در نتیجه، ستیزه هنجارهای اجتماعی، تفاوت معیارها را به وجود می آورد و عدم تعهد به معیارها و تردید در اصالت آنها، عدم پایبندی به قوانین را ایجاد می کند که این به نوبه خود تضادهای اجتماعی را افزایش می دهد. درون این تضاد، کشش به سمت انحرافات اجتماعی وجود دارد.
2- فقر مادی خانواده: در مطالعات علمی نشان داده شده است که فقر مبنا و اساس انحرافات اجتماعی است. از آن جایی که بیشتر مجرمین، معتادین به مواد مخدر و الکل، مبتلایان به امراض روانی و اشخاصی که اقدام به خودکشی می نمایند، از طبقات پایین اجتماعی بوده اند در عصر حاضر از فقر به عنوان عامل عمده انحرافات اخلاقی یاد شده است. ارتکاب جرائم طبقات فقیر از شکافی که بین خواسته های جوانان آن طبقه با آن چه که در دسترس آنهاست، سرچشمه می گیرد. عمده ترین علت انحرافات اخلاقی طبقه فقیر نتیجه فشارهای حاصله از شکست در رسیدن به هدف های معین است.
3- بیکاری: بیکاری به عنوان یک مسئله اجتماعی زمینه مساعدی برای انحرافات اجتماعی است. افراد بیکار بیشترین اوقات خود را در اماکن عمومی از جمله پارک ها می گذرانند و این گونه اماکن، بهترین و مناسبت ترین مکان برای کشش به سمت انحرافات اجتماعی از جمله اعتیاد است.
4- رشد صنعت و پیشرفت تکنولوژی: اگر در جامعه ای رشد صنعت به سرعت افزایش یابد و درآمد ناشی از آن صنعت به طور عادلانه توزیع نگردد، امکان وقوع سه اتفاق وجود دارد:
اولاً کارکنان برای اداره زندگی خود مجبور می شوند ساعات بیشتری را به کار مشغول شوند و این به نوبه خود موجب خستگی جسمی و روحی در افراد می شود.
اگر در آن جامعه برای تفریح و گذراندن اوقات بیکاری مردم از طرف دولت برای استفاده از اوقات فراغت، برنامه ریزی های اجتماعی نشده باشد، زمینه مساعدی برای گرایش به انحرافات اجتماعی فراهم می شود.
ثانیاً مشکل ترافیک در شهرهای بزرگ منجر به خستگی ناشی از کار در افراد شده در نتیجه والدین قدرت تربیت و سرپرستی فرزندانشان را نخواهند داشت و بی توجهی نسبت به پرورش کودکان و نوجوانان به گرایش آنان به سمت انحرافات اجتماعی از قبیل اعتیاد، سرقت و... کمک خواهد کرد.
ثالثاًرشد شهرها باعث افزایش فاصله و شکاف طبقاتی شده و این خود به خود باعث می شود برقراری ارتباط با دوستان و خویشاوندان کمتر شده و زمینه برای ایجاد انحرافات اجتماعی فراهم شود.
5- ستیزه والدین: اختلافات زناشویی و نزاع بین پدر و مادر باعث می شود محیط خانواده برای تربیت فرزندان، ناامن و نامناسب شود. وقتی خانواده، کانون و محیط مناسبی برای زندگی نباشد، انسان سعی می کند بیشترین اوقات خود را در خارج از خانواده بگذراند و این کار ارتباط او را با دیگرانی که چون شکارچیان ماهری به دنبال شکار می گردند، زیاد می کند و آنها پس از شناخت مشکل شخص در نقش انسانی دلسوز ظاهر شده و برای فرار از این واقعیت تلخ، فرد را به سوی اعتیاد و دیگر انحرافات اجتماعی فرا می خواند. هر چقدر ستیزه های خانوادگی بیشتر باشد، احتمال کشش به طرف انحرافات اجتماعی بیشتر است.
6- شیوه های تربیتی والدین: مطالعات و تحقیقات نشان می دهد که رفتارهای کودکان و نوجوانان با شیوه های تربیتی والدین رابطه مستقیم و تنگاتنگ دارد. شیوه های تربیتی والدین می بایست با سطح نیازها و خواسته های مختلف فرزندان و همچنین با متدهای تربیتی صحیح اسلامی هماهنگ باشد. چنانچه والدین از شیوه های تربیتی مبتنی بر اصول اعتقادی و مذهبی استفاده نمایند، نتیجه مطلوب در رفتار فرزندان منعکس خواهد شد.
7- عدم آگاهی و بینش صحیح والدین: مطالعات نشان می دهد کسانی که محروم از تحصیلات بوده و بینش صحیح نسبت به جامعه، تربیت و... نداشته باشند، امکان فریب خوردن و انعطاف پذیری آنها برای ارتکاب به کارهای انحرافی و برخلاف قانون بیشتر است. چون تخصص و آگاهی ندارند، نمی توانند از طریق عادی، زندگی خود را تأمین کنند و به همین دلیل است که جامعه شناسی یکی از راه های پیشگیری از جرائم را عدالت آموزشی می داند.

  • مهنا فاتحی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی